close
تبلیغات در اینترنت
نمی دانم فردا بدونِ تو خورشید باز هم طلوع می کند
عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر
نویسنده:
تاریخ: دوشنبه 08 مرداد 1397
بازدید: 13

تو داری می روی ...

غصه ی من را نخور ، خوبم ، رو به راهم ...

فقط کمی سرم درد می کند ،

دهانم خشک شده ،

جسمم بی رمق است ،

دستانم می لرزد ...

چیزی نیست ، من خوبم !

نگرانِ این بغضِ لعنتیِ تویِ گلویم نباش ،

چند جیغِ بلند که بکشم ، خوب می شوم ...

نمی دانم فردا بدونِ تو خورشید باز هم طلوع می کند ؟!

صدایِ گنجشک های اول صبح را خواهم شنید ؟!

از بویِ گل ها مست خواهم شد ؟!

تک تک پیاده روهایِ شهر را چشم بسته و از سرِ شوق خواهم دوید ؟!

نمی دانم بازهم خواهم خندید ؟!

یعنی دنیایِ بعد از تو چه شکلی است ؟!

نمی دانم ...

اصلا نمی خواهم بدانم !

ولی تو با خیالِ راحت چمدانت را ببند ،

با دلِ خوش ، راهی ات می کنم قول می دهم 


برچسب ها : ,,,,

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی